روزنامه همشهری:
يك انتشاراتي با كتاب هاي ديني، حكمي
اينجا حكمت مي فروشند
سنت انتشار آثار معرفتي و اسلا مي هنوز ادامه دارد و ريشه اي است كه تا به حال خشكيده. گاهي اوقات در مقابل اين همه كتاب ناخوانده سرخجالت فرو مي آوري و متوسل مي شوي به نسج مطلق حكم و حكمت كه تو را با معارف دين آشنا كند
مصطفي مسافر

عالم فرهنگ و تفكر، عالم غريبي است كه هر كس را مجال پا گذاشتن در آن فراچنگ نمي آيد. امروزه مدعيان تفكر بي شمارند، اما متفكران بسيار اندك! و جاي ذكر اين نكته نيست كه مدعيان را به عالم رندي راهي نيست. تفكر عموماً گره ناگسستني با حكمت دارد و حكمت با ديانت يكي از متفكران معاصر اين ديار مي گفت: حكيم. تنها كسي است كه چشم در عالم راز و باطن ديانت گشوده باشد و طبق اين قول هيچ غيردينداري حكيم نيست. حال دين چيست و ديندار كدام، از بحث ما فراتر مي رود:
گاهي يك آدم خود دنياي شگفت انگيزي است كه در مقابلش تنها راه تعظيم است و فروتني. اين گونه آدميان انگشت شمارند، ولي وقتي با آنها روبرو مي شوي، مي بيني كه تنها يك تن نيستند. بلكه مجموعه اي واحدند از رازها و شگفتي ها! گاه اين اتفاق براي يك پديده رخ مي دهد يا يك كتاب! حتي يك كتابخانه نيز!
حكمت از آن گونه كتابفروشي هاست كه در زمان ورود با چشماني آكنده از پرسش و حكمت وارد مي شوي و گاه رفتن با دنيايي از حسرت خارج! گاهي آرزو مي كني براي يك بار هم كه شده جيب هايي پر از پول داشتي تا اين قفسه هاي كتاب را بار كني و ... اما دريغ كه دانايي تنها با كتاب خواندن به دست نمي آيد. به قول سيد مرتضي آويني، فرق است ميان دانايي و تظاهر به آن!
آواري از حكمت
به محض وارد شدن به كتابفروشي حكمت، آواري از فضايي آكنده از سنگيني دانايي بر سرت خراب مي شود. اگر فضا في نفسه بار معنايي نداشته باشد ـ كه بعيد است - اين همسايگي كهن با اين كتاب ها خود وزنه موِثري است براي تاثيرپذيري و لا جرم تاثيرگذاري يك مكان! نمونه اش كتابفروشي حكمت!
حكمت آكنده است از دين و معرفت و تفكر و حكمت و عرفان و فلسفه و ... از اين قبيل و قبيله! نگاه به اطراف يعني گيج شدن انديشه اي كه در شهر دود و آهن به عادت ها عادت كرده است اما عموماً تفكر خرق عادت است و برخلا ف جريان آب شنا كردن!
با هدف انديشيدن...
سي سال فعاليت با هدف انديشيدن و رواج حكمت و انديشه ديني كاركرد انتشارات حكمت است. جرياني كه حدوداً از سال 54 آغاز شده و تا امروز نيز ادامه دارد. آغاز كار با چاپ آثار بزرگواراني چون شهيد مرتضي مطهري و علا مه تهراني بود! كاري كه به قول محمدحسين غفاري مسئول اجرايي انتشارات نه با هدف ثمردهي مادي بلكه براي درست انديشي ديني راه افتاد. تنها همين و همين!
كتاب هاي كهنه و كهن
حكمت در مدت اين سي سال كتاب هاي زيادي روانه بازار كرده است كتاب هايي كه خيلي اوقات با استقبال شديد اهل فكر و نظر نيز همراه شده است. مانند قرآن ترجمه دكتر سيد جلا ل الدين مجتبوي، بحرالمعارف اثر عبدالصمد همداني، آيت الحق پيرامون شرح احوال و زندگاني حضرت آيت الله قاضي، فلسفه عرفان شيعي تاليف دكتر غفاري، تاريخ فلسفه اسلا مي كه يكي از بهترين كتاب ها در باب فلسفه اسلا مي است به علا وه آثار شهيد مطهري و علا مه تهراني!
اين آثار گوشه اي اند از تاريخ فعاليت حكمت در عرصه حكمت و فرهنگ اسلا مي كه كم عرصه اي نيز نيست.
و اما امروز..

سنت انتشار آثار معرفتي و اسلا مي هنوز ادامه دارد و ريشه اي است كه تا به حال نخشكيده. قدم زدن در سالن مربع شكل انتشارات حكمت شاهدي است روشن بر اين مدعا! گاهي اوقات در مقابل اين همه كتاب ناخوانده سرخجالت فرو مي آوري و متوسل مي شوي به نسج مطلق حكم و حكمت كه تو را با معارف دين آشنا كند.
در اين سال هاي اخير كتاب هاي كمي در اين باب چاپ نشده. كتاب هايي چون فلسفه دين، ترجمه دكتر آيت اللهي، دين و نظام طبيعي تاليف دكتر سيد حسين نصر، جريان هاي اصلي انديشه غربي، اسرارالا يات، تاريخ فلسفه اسلا مي جلد دوم و...
قاب عكسي كه مي خندد...
شايد يكي از لذت آورترين كارهاي دنيا براي اهل كتاب قدم زدن در كتابفروشي هايي باشد كه ارزش قدم زدن را دارند.
گويي در هر قدم با دريايي از معارف مواجه مي شوي كه در دسترس انديشه ات قرار دارند و ندارند.
بالا ي در ورودي انتشارات قاب عكسي بزرگ از آيت الله تهراني به چشمانت هجوم مي آورد. پيرمردي خندان و با محاسني سفيدرنگ كه گويا يكي از همين درياهاي عظيم بوده است يك آن نگاه كنجكاوت از روي تصوير به سمت كتاب ها مي خزد. قفسه ها مختلفند با حوزه بندي هاي گوناگون. قفسه هايي با آثار مرتضي مطهري، علا مه طباطبايي و ... و بعضاً با عناوين ديگري چون فلسفه اسلا مي، شيخ اشراق، اخلا ق اسلا مي، فلسفه عرفان، كلا م اسلا مي، آثار علا مه حسن زاده آملي، قرآن، مفاتيح الجنان، نهج البلا غه، تفاسير قرآن، ادعيه، اصول فقه و...
ضلع ديگر انتشارات مخصوص كتاب هاي فلسفي اند از فلسفه غرب تا اسطوره شناسي و ادبيات و... اما ...
حكمت در حكمت
از پرسه هاي بي حاصل و حسرت آميز در كنار كتاب ها خسته ام و سر بيرون زدن دارم اما نمي دانم چرا مرتباً اين بيت خاقاني در ذهنم تكرار مي شود كه:
شراب حكمت شرعي خوريد اندر حريم دين
كه محرومند از اين عشرت هوس گويان يوناني...
جمعه 9 دی 1384