سيدضياءالدين دهشيری

در سال 1302ش، در يزد به دنيا آمد. پدرش سيد يحيى از مردم دهشير است كه در يزد سرپرست مدرسه‌اى شد كه خود بنياد نهاده بود و سپس به كار قضاوت در عدليه زمان وزارت على‌اكبر داور مشغول شد. بيشتر افراد خانواده او اهل ادب و عرفان و دين بودند و همين محيط مساعد باعث رشد و بالندگى او و برادر كهترش، كمال‌الدين گرديد.

دهشيرى تحصيلات آغازين را تا كلاس ششم، در دبستان علميه دهشيرى كه بعدها نام دهشيرى از آن حذف شد، اما امتياز آن به نام پدرش بود، به پايان برد، سپس تا كلاس پنجم دبيرستان را در دبيرستان ايرانشهر گذراند.

چندى همراه پدر راهى كاشان شد. از همان جوانى، به شعر و ادب علاقه وافرى پيدا كرد و در محافل ادبى كه با عضويت مرحوم آزاد همدانى و شادروانان بيضايى كاشانى، شيواى قمى و صمصام يزدى در منزل پدرش در كاشان گرد مى‌آمدند، حضور مى‌يافت. پس از درگذشت پدرش، در پرتو هدايت دايى خود، مرحوم حاج شيخ محمدعلى عالمى (صمصمام يزدى) كه عارفى وارسته و شيخ طريقت نعمت‌اللهى در يزد بود، تربيت شد و علاقه‌اى خاص به علوم ادبى، عربى، عرفان و تصوف پيدا كرد.

در سال 1320ش، دوره تحصيلات پنج ساله دبيرستان خود را به پايان برد، ولى بر اثر حوادث جنگ جهانى دوم و مشكلاتى كه اغلب دامن‌گير طبقات غير متمكن گرديد، سالى چند از ادامه تحصيل بازماند.

پس از سال 1320ش، در جلسات انجمن ادبى يزد كه به سرپرستى آيت‌الله محمود فرساد اداره مى‌شد، شركت مى‌كرد و اشعارش را مى‌خواند.

وى بيشتر در قالب غزل، طبع‌آزمايى مى‌كرد و گاهى نيز در اقتراح‌هاى انجمن ادبى شركت مى‌جست.

در سال‌هاى پس از 1325ش، انعكاس اوضاع اجتماعى و سياسى زمان، در خلال اشعارش هويدا بود كه گاه با مخالفت‌هايى در انجمن ادبى روبه‌رو مى‌شد؛ ازاين‌رو، با شگرد خاصى، ابيات نخستين را باب ميل اعضاى انجمن مى‌سرود و پس از آن، با گريزى هنرمندانه، به بازتاب احساسات درونى و انسانى‌اش مى‌پرداخت.

نخستين كار وى، آموزگارى دبستان طاهرى يزد در سال‌هاى 1322 تا 1325ش، بود و چند سالى نيز قبل از آنكه مجبور به رفتن به اصفهان شود، در اداره ثبت يزد مشغول به كار بود.

فعاليت مطبوعاتى خود را از سال 1323ش، با هفته‌نامه نقش جهان اصفهان آغاز نمود، آن‌گاه، اشعارى چند در سالنامه كشور ايران به چاپ رسانيد و پس از بنياد نشريات محلى يزد همچون رهبر يزد، كار و كوشش، صفاى بشر، مردم يزد و طوفان يزد، با اين نشريات همكارى كرد. سال‌هاى 1327 تا 1333ش، را به‌سختى و گرفتارى و دربه‌درى گذراند.

در سال 1334ش، پس از ساليانى چند دورى از محيط رسمى علم و قيل و قال در اصفهان، به دريافت ديپلم ادبى و احراز رتبه اول نايل شد و همان سال پس از موفقيت در مسابقات ورودى دانشكده‌هاى ادبيات و حقوق و دانشسراى عالى تهران، شركت نمود و در هر سه رشته پذيرفته شد.

ولى در رشته زبان و ادبيات فرانسه دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و در كنار آن به آموزش زبان روسى هم مشغول بود.

وى در سال 1337ش، به اخذ درجه كارشناسى توفيق يافت و در ميان فارغ‌التحصيلان رتبه اول عموم رشته‌هاى دانشكده ادبيات، رتبه نخست را احراز كرد و مدال درجه يك فرهنگ دريافت داشت، اما به دلايلى با بورسيه وى به خارج از كشور مخالفت كردند.

عنوان پايان‌نامه كارشناسى وى، تحقيق در زندگى و اشعار «لوكنت دوليل»، شاعر نامى فرانسوى بود كه در سال 1337ش، از آن دفاع كرد. در همان سال، پس از فراغت از تحصيل، به عضويت هيئت علمى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران درآمد و به تدريس و مترجمى زبان فرانسه در همان دانشكده مشغول شد و در كنار آن به ترجمه كتاب‌هاى فرانسوى پرداخت.

در سال‌هاى 1336 تا 1340ش، هم‌زمان با خدمت در دانشكده، به تدريس فرانسه در مؤسسه زبان‌هاى خارجى به سرپرستى دكتر عيسى سپهبدى مشغول بود. در سال 1368ش، موفق به اخذ درجه دكتراى زبان فرانسه از دانشگاه تهران شد و از آن سال تا دم مرگ، به كار تدريس زبان فرانسه در دانشكده زبان‌هاى خارجى دانشگاه تهران، دانشگاه الزهرا و دانشگاه آزاد اسلامى تهران مشغول بود. وى همچنين به زبان‌هاى روسى و عربى تسلط داشت.

او بيش از 40 سال در تهران زندگى كرد و به‌ندرت به زادگاه خود يزد مى‌آمد. وى سرانجام در روز 26 دى‌ماه 1379ش، بر اثر سانحه تصادف در تهران، درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

از جمله آثار او عبارتند از:

1. ارض ملكوت؛

2. شناخت اسلام؛

3. سياست اروپا در ايران؛

4. مصائب حلاج؛

5. عرفان حلاج؛

6. سخن أنا الحق و عرفان حلاج؛

7. انقلابات ايران؛

8. توميسم؛

9. سفرهاى اروپاييان به ايران؛

10. تاريخ ادبيات فرانسه؛

11. تاريخ بزرگ جهان؛

12. روايات حلاج؛

13. تاريخ ايران باستان؛

14. اسلام در ايران؛

و...

کتاب های این مترجم

با عضویت در خبرنامه از پیشنهادات ویژه ما با خبر شوید