سيد جلال الدين مجتبوی

دکتر سید جلال‌ الدین‌ مجتبوی‌ استاد گروه‌ فلسفه‌ دانشکده‌ ادبیات‌ دانشگاه‌ تهران‌ به‌ سال‌ ۱۳۰۷ در تهران‌ متولد شد. پس‌ از طی‌ تحصیلات‌ ابتدایی‌ و متوسطه‌ در ۱۳۳۰ در رشته‌ فلسفه‌ و علوم‌ تربیتی‌ دانشگاه‌ تهران‌ پذیرفته‌ شد. سپس‌ در ۱۳۳۷ دوره‌ فوق‌ لیسانس‌ و دکتری‌ را که‌ آن‌ زمان‌ پیوسته‌ بود آغاز نمود و در ۱۳۴۶ با دفاع‌ از پایان‌نامه‌ خویش‌ با عنوان‌ «خدا در فلسفه‌ ارسطو و ابن‌ سینا» موفق‌ به‌ اخذ درجه‌ دکتری‌ فلسفه‌ از دانشگاه‌ تهران‌ گردید. ایشان‌ در طول‌ مدت‌ تحصیل‌ در دانشگاه‌ تهران‌ از محضر اساتیدی‌ همچون‌ فاضل‌ تونی‌، عصار، دکتر صدیق‌، دکتر مهدوی‌ استفاده‌ نمود و پس‌ از مدتی‌ به‌ عنوان‌ استاد در دانشگاه‌ تهران‌ شروع‌ به‌ تدریس‌ نمود. ایشان‌ هم‌زمان‌ با تدریس‌ به‌ مدت‌ ۹ سال‌ ریاست‌ دانشکده‌ی‌ ادبیات‌ و علوم‌ انسانی‌ را عهده‌دار بود در این‌ مدت‌ کنگره‌های‌ اقبال‌ لاهوری‌، بزرگ‌داشت‌ فردوسی‌ و کنگره‌ جغرافیا برگزار گردید.
مرحوم‌ دکتر مجتبوی‌ در ۱۳۶۸ به‌ دیافت‌ درجه‌ استادی‌ ممتاز نائل‌ گشت‌
و تا پایان‌ عمر به‌ تدریس‌ و تربیت‌ دانشجویان‌ اشتغال‌ داشت‌.

آثاری‌ از فعالیتهای‌ علمی‌ تحقیقاتی‌ ایشان‌ به‌ جای‌ مانده‌ است‌ که‌ برخی‌ از آنها بدین‌ شرح‌ است‌:

 

استاد پس‌ از سالها زندگی‌ توأم‌ با ایمان‌ و اخلاق‌ و پس‌ از پرورش‌ صدها دانشجو و تقدیم‌ آثار ارزشمند در معارف‌ اسلامی‌ و فلسفه‌ در هشتم‌ مرداد ۱۳۷۸ بر اثر بیماری‌ دار فانی‌ را وداع‌ گفت‌ و به‌ دیار محبوب‌ شتافت‌.

دقت‌ علمی‌، تهذیب‌ اخلاقی‌ و منش‌ بزرگوارانه‌ آن‌ عالم‌ فرزانه‌ همواره‌ الگویی‌ علمی‌ و عملی‌ برای‌ همه‌ مشتاقان‌ علوم‌ و معارف‌ خواهد بود. ۱- ترجمه‌ی‌ فلسفه‌ یا پژوهش‌ حقیقت‌، تألیف‌ چند تن‌ از اساتید فلسفه‌ در انگلستان‌ با همکاری‌ و زیر نظر پروفسور لوین‌ در ۱۳۵۱٫

۲- ترجمه‌ی‌ کلیات‌ فلسفه‌، تألیف‌ ریچارد پاپکین‌، آوروم‌ استرول‌ در ۱۳۵۴٫

۳- ترجمه‌ بنیاد حکمت‌ سبزواری‌ یا تحلیلی‌ تازه‌ از فلسفه‌ حاج‌ ملاهادی‌ سبزواری‌، تألیف‌ پروفسور ایزوتسو در ۱۳۵۹٫

۴- ترجمه‌ تاریخ‌ فلسفه‌، جلد یکم‌، یونان‌ و روم‌ تألیف‌ فردریک‌ کاپلستون‌ در ۱۳۶۲ که‌ به‌ عنوان‌ کتاب‌ سال‌ برگزیده‌ شد.

۵- ترجمه‌ علم‌ اخلاق‌ اسلامی‌ (ترجمه‌ جامع‌السادات‌) تألیف‌ مولی‌ محمد نراقی‌، ۱۳۶۳٫

۶- گزیده‌ علم‌ اخلاق‌ اسلامی‌ (تلخیص‌ ۳ جلدی‌ ترجمه‌ی‌ جامع‌السعادات‌ ۱۳۶۷).

۷- ترجمه‌ و توضیح‌ قرآن‌ کریم‌ در ۱۳۷۱ که‌ از بهترین‌ ترجمه‌های‌ قرآن‌ شمرده‌ می‌شود.

۸- ترجمه‌ مراتب‌ و درجات‌ وجود، تألیف‌ پروفسور سید محمد نقیب‌ العطاس‌، ۱۳۷۵٫

۹- برگزیده‌ی‌ کلیات‌ فلسفه‌ (شماره‌ ۲) در ۱۳۵۶، که‌ در ۱۳۷۵ به‌ نام‌ متافیزیک‌ و فلسفه‌ معاصر منتشر گردید.

۱۰- فلسفه‌ در ایران‌ (قسمت‌ منطق‌ صوری‌ و منطق‌ عملی‌) در ۱۳۵۸٫

۱۱- ترجمه‌ی‌ مقاله‌ی‌ جوهریت‌ نفس‌ در نظر ابن‌ سینا، تألیف‌ گودمن‌ (در کتاب‌ مجموعه‌ مقالات‌ و سخنرانیهای‌ هزاره‌ی‌ ابن‌ سینا، اسفند ۱۳۵۹).

۱۲- اخلاق‌ در فرهنگ‌ اسلامی‌ (نشریه‌ فلسفه‌، ش‌ ۲، ۱۳۵۵).

۱۳- بررسی‌ رساله‌ فیدون‌ همان‌، ش‌ ۳، ۱۳۵۶٫

۱۴- جهان‌ برین‌ و جهان‌ فرودین‌ در فلسفه‌ افلوطین‌ همان‌، ش‌ ۴، ۱۳۵۶٫

۱۵- سهم‌ مفاهیم‌ کلی‌ (کلیات‌) در شناسایی‌، همان‌، ش‌ ۵، ۱۳۶۰٫

۱۶- ترجمه‌ پنج‌ فصل‌ از تاریخ‌ فلسفه‌ اسلامی‌ (زیر نظر دکتر نصر) که‌ در دست‌ انتشار است‌.

درترجمه‏ای خلاصه و بسیار کوتاه از زندگی آن مرحوم به قلم خودش، چنین آمده است:

اینجانب سید جلال‏الدین مجتبوی متولد سال ۱۳۰۷ ش در تهران، پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه برای تحصیل در رشته فلسفه وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شدم و با گشایش دوره دکترای فلسفه، تحصیل در این رشته را ادامه داده، در سال ۱۳۴۶ درجه دکترای فلسفه گرفتم و سپس به سمت عضو گروه فلسفه دانشگاه تهران به تدریس مشغول شدم و این اشتغال تا کنون برقرار است و از سال ۱۳۵۷ به مدت چهار سال ضمن انجام وظایف آموزشی مدیر گروه فلسفه و از سال ۱۳۶۴ تا دی ۱۳۷۲ قریب ۹ سال رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی در دانشگاه تهران بودم و در سال ۱۳۶۸ به عنوان استاد ممتاز معرفی شدم.[۲]

بی‏مناسبت نیست در این نوشته با اغتنام فرصت، توضیح و معرفی کوتاهی از ترجمه قرآن، که به کوشش استاد مجتبوی صورت انجام پذیرفت، درج شود با این قید که ترجمه ایشان به گواهی برخی از قرآن‏پژوهان و صاحبنظران این حوزه، نسبت به کارهای انجام‏شده، کم‏نظیر و در ردیف کارهای محکم و قابل اعتنا و توجه و بسیار مفید است.[۳]

این ترجمه به روال بسیاری از ترجمه‏های منتشرشده در روزگار ما در یک صفحه، اصل قرآن و در صفحه مقابل، ترجمه آن را دربر دارد. در پاورقی بسیاری از صفحه‏ها، توضیحاتی روشنگر برای کمک به فهم ترجمه در زمینه‏های مختلف آمده است که غالبا نکاتی تفسیری، لغوی، نحوی و از این قبیل است.

در پایان ترجمه با عنوان «بقیه زیرنویسها» توضیحاتی با ارجاع به صفحه‏های مورد نظر در حدود سی صفحه آمده است۴ و پس از آن مطلبی با عنوان «سخنی چند درباره این ترجمه»۵ که ابتدا با طرح سؤال «چرا ترجمه‏ای دیگر از قرآن مجید؟» لزوم اقدام به کار ترجمه در کنار ترجمه‏های دیگر و در واقع پاسخ به سؤال مقدّر است.

پس از آن چند نکته۶ که در این ترجمه درخور توجه است؛ از آن جمله اینکه در این ترجمه تا آنجا که ممکن و میّسر بوده است از کلمات فارسی استفاده کرده‏ایم که این مقتضای ترجمه است ولی معتقد به نوشتن فارسی سره که زبانی نامفهوم خواهد بود، نیستیم… و برآنیم که تا وقتی کلمات برابر در فارسی هست، دلیل و توجیهی وجود ندارد که کلمات عربی را در ترجمه بیاوریم… همچنین از ترجمه نام سوره‏ها و هر نامی خودداری کرده‏ایم زیرا نامها را نباید ترجمه کرد.

[۲]ـ در این ترجمه بیشترین همّ ما صحت ترجمه بوده است لیکن بعضی از مترجمان قائل به نوعی توسّع شده‏اند مثلاً «الذین آمنوا» را مؤمنان و «الذین کفروا» را کافران ترجمه کرده‏اند. اگرچه این ترجمه غلط نیست اما دقیق هم نیست زیرا عبارت با فعل بیان شده نه با اسم و ما کسانی که ایمان آورده‏اند و کسانی که کافر شدند (یا کفر ورزیدند) ترجمه کرده‏ایم.

[۳]ـ بعضی از مترجمان تصور کرده‏اند که باید در برابر هر کلمه‏ای یک کلمه آورد و حال آنکه رعایت این قید در هیچ گونه ترجمه‏ای ضروری نیست بلکه برعکس هر جا که نتوان برای ترجمه کلمه‏ای یک کلمه کاملاً معادل یافت، آوردن دو کلمه اگر معنی و مفهوم را بهتر و درست‏تر و کاملتر برساند، موجّه و بلکه ضروری است و نیز درباره کلمه‏ای که دو معنای نزدیک به هم دارد و هر دو معنی مطلوب است، آوردن هر دو با هم روا و پسندیده است و… .

در صفحات پایانی ترجمه، مرحوم استاد با عنوان سخنی درباره چاپ دوم مطالبی آورده است که گمان می‏رود دقت و تأمل در این چند سطر، افزون بر معرفی این ترجمه و نمایانگر بودن آن، شخصیت والای آن استاد ارجمند را نیز بخوبی و درستی می‏نمایاند و به همین جهت، روا و پسندیده است که با نقل عین نوشته آن بزرگمرد از دست‏رفته، این نوشته به پایان برسد:

پس از آنکه ترجمه و توضیحات تفسیری اینجانب از قرآن مجید در سال ۱۳۷۲ منتشر شد با آنکه بسیاری از دوستان و علاقه‏مندان از آن استقبال کردند و نیز مورد تشویق و قدردانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت، دریافتم که برخی لغزشها و نارساییها در آن هست و اشتباهاتی هم به هنگام چاپ پدید آمده است.

برای رفع این نقصها که در چاپ اوّل هر کتابی (تألیف یا ترجمه) عادی است تا چه رسد به ترجمه قرآن کریم که ادّعای بی‏لغزش و کامل بودن آن سخنی است گزاف، بر آن شدم که به بازنگری و ویراستاری دقیقتر آن بپردازم و از تذکرات دوستان نیز آنچه را درست یا بهتر یافته‏ام، بهره گیرم و همچنانکه در یادداشت مندرج در پایان ترجمه (چاپ اوّل) یادآور شدم بنابر دلیل موجّه بنا داشتم تا آنجا که ممکن است کلمات مفهوم و متداول فارسی را به کار برم، مگر در مورد اصطلاحات، مانند ایمان و انفاق و هجرت و توکل و… و واژگانی که مفهوم آنها برای خوانندگان، روشنتر و رساتر است. لیکن پس از آن توجه کردم که الفاظی مانند انباز و کین‏ستان و… برای بعضی از خوانندگان آشنا و مأنوس نیست و بهتر است آنها را با شریک و انتقام‏گیرنده و… عوض کنم. وانگهی در ترجمه برخی از آیات آن شیوایی و روانی و صحت و دقتی که منظور و مطلوب بود دیده نمی‏شد. از این رو در بازنگری و ویرایش دوم ترجمه که شخصا آن را انجام داده‏ام، تعدادی از صفحات هیچ تغییری نکرده و در برخی اندک تغییر، مثلاً در شماره زیرنویسها و ذکر مکّی و مدنی سوره‏ها پدید آمده و در دیگر صفحات کم و بیش اصلاحاتی صورت گرفته است و آن توضیحات تفسیری را که در چاپ اوّل از نظر غایب مانده بود ولی لازم و سودمند می‏نمود، افزودم

کتاب های این مترجم

علم اخلاق اسلامی: ترجمۀ کتاب جامع السعادت (سه جلدی)

نوشته مولی مهدی نراقی

ترجمه سيد جلال الدين مجتبوی

120,000 تومان

با عضویت در خبرنامه از پیشنهادات ویژه ما با خبر شوید