كتاب «فلسفه بوناونتورا» نوشته اكبر
حبيباللهي، عنوان اثري است كه در جايزه كتاب فصل برگزيده و انتخاب شده است. اين
كتاب همزمان با نمايشگاه كتاب ارديبهشت ماه سال جاري توسط انتشارات حكمت منتشر و روانه
بازار شد.
اكبر حبيباللهي در اين اثر به
معرفي و بررسي آرا و عقايد بوناونتورا، فيلسوف ايتاليايي قرن سيزدهم ميلادي،
پرداخته است.
حبيباللهي در
ابن رابطه گفت: نام اصلي بوناونتورا، «جيواني دي فيدنزا» است،. وي در دوران كودكياش
دچار بيماري سختي ميشود و در همان دوران مادرش براي فرانچسكو، مؤسس فرقه روحاني
فرانسيسي نذر ميكند و سرانجام همين نذر موجب شفاي او ميشود. پس از اين اتفاق
مادرش نام او را به بوناونتورا يعني «حادثه خوب» تغيير ميدهد.
وي ادامه داد:
بوناونتورا در دوران نوجواني و جواني وارد فرقه روحاني فرانسيسي، در نزد استادان
بزرگي به تحصيل علم مشغول و براي اولين بار صاحب كرسي استادي در دانشگاه پاريس ميشود.
او از شاگردان «الكساندر هانسيس» و «جان پكهام» و از همدورههاي «توماس آكويناس»
است. علت گرايش او به اين فرقه، اعتقادات متفاوت اين گروه بود. آنان اعتقادي به
استدلال و تامل نداشتند و تمام حقيقت را در كتاب مقدس ميديدند و اتكا به عشق و
ايمان را كافي ميدانستند.
حبيباللهي در ادامه توضيحات
درباره فلسفه بوناونتور افزود: اواخر قرن دهم تا دوازدهم ميلادي دوراني بود كه
آثار و ترجمههاي فيلسوفان مسلمان وارد تفكر غرب شد. پاپ سعي داشت آموزههاي
اسلامي را تكفير كند اما نتوانست و اين آموزهها به ندرت وارد تفكر مسيحي و دنياي
غرب شدند. نظام فكري فرانسيسي با اين آموزهها مقابله كرد اما بوناونتورا با كمك
اين آموزهها يك نظام فكري طراحي كرد كه ماحصل اعتقادات ارسطو، كلام و ايمان مسيحي
است.
نويسنده برگزيده جايزه كتاب
فصل درباره اعتقادات بوناونتورا گفت: بوناونتورا معتقد است اگر بخواهيم به شناخت
برسيم، بايد از فلسفه ارسطو تا جايي كه با طبيعت مرتبط است، پيروي كنيم، سپس به
ايمان مسيحي و اشراق الهي متوسل شويم و سرانجام به جذبه و خلسه عرفاني كه همان
تاريكي الهي است، ميرسيم. در اين صورت چنين انساني به شناخت واقعي كه منبع مطلق
اشراق است، دست مييابد.
حبيباللهي درباره تاثير
پذيرفتن بوناونتورا از فلسفه اسلامي گفت: با كمي تسامح مي توانيم بگوييم
بوناونتورا كماكان و نه بهطور يقين از فلسفه اسلامي تاثير پذيرفته است. تقسيم
موجود از نظر وي به دو بخش واجب و ممكن يا بالفعل و بالقوه ميتواند شاهد خوبي
براي اين موضوع باشد.
وي علت نگارش اين اثر را تخصصش
در حوزه فلسفه غرب دانست و گفت: من دانشجوي مقطع دكتراي رشته فلسفه غرب با تخصص در
فلسفه قرون سطي و سيزدهم ميلادي هستم و اين نوع فلسفه، حوزه تخصصي من به شمار ميآيد.
ضمن اين كه اعتقادات و نظرات شخصيام به نوعي برگرفته از تفكر عقلانيت اشراقي
است. اين نظام فكري برخلاف نظام ارسطويي با وجوه، تمايز و روشني سر و كار ندارد و
از زباني با خمير مايههاي ادبي نظير تمثيل، استعاره، مجاز و كنايه استفاده ميكند.
حبيباللهي افزود: با اين كه
من اعتقادي به فلسفه تطبيقي ندارم اما شايد بتوانيم فلسفه بوناونتورا را كمي با
فلسفه شيخ اشراق،سهروردي مقايسه كنيم.
وي درباره علت برگزيده شدن
اثرش در جايزه كتاب فصل گفت: اين كتاب ويژگيهاي متعددي دارد اما مهمترين ويژگياش
نبودن چنين اثري با چنين موضوعي در ايران است. به علاوه اين كه من در تهيه اثر از
منابع متعدد و مهمي با زبانهاي لاتين، انگليسي و فرانسه استفاده كردم.
وي گفت: اين اثر را سال 1384
تمام و آماده كرده بودم اما بنابر وسواس و دقت شخصي، مرداد ماه 87 تحويل انتشارات
حكمت دادم و خوشبختانه خيلي زود منتشر شد، به طوري كه در روزهاي پاياني به
نمايشگاه كتاب رسيد.
آخرين بخش صحبتهاي حبيباللهي
به محتواي كتاب اختصاص داشت. وي در اينباره گفت: كتاب شامل سه فصل با عناوين
زندگي و آثار بوناونتورا، آرا و افكار بوناونتورا و بررسي و تحليل رساله «سير نفس
به سوي خدا» است. بخش سوم اثر نيز از مهمترين بخشهاي كتاب است زيرا در اين بخش
به بررسي مهمترين رساله بوناونتورا يعني «سير نفس به سوي خدا» پرداختهام.
«فلسفه
بوناونتورا» اولين تجربه تاليف اكبر حبيباللهي است. او سه اثر تاليفي آماده ديگر
دارد كه پس از بازبينيهاي نهايي، چاپ و منتشر خواهند شد.
گفتوگو
از سارا فرجي